سلامی چو بوی خوش آشنایی

سلام دوستای قدیمی و سلام وبلاگ قدیمی تر

یه جورایی تصمیم داشتم که دیگه اینجا رو اپ نکنم . از اینکه یه روز اینترنت هست یه روز نیست یه روز میشه یه روز نمیشه و... حوصله ام سر رفته بخدا . ولی گاهی دلم خیلی تنگ بودن میشه . دلم تنگ دوستایی که هر چند تعدادشون اندک ولی همراهیشون دائمی و بودنشون دلگرمی بود میشه . 

دالیای من امسال پیش دبستانی ِ . با چه ذوقی مشق مینویسه و البته ذوق من بیشتر . یه باری که تعداد مشقاش زیادتر از همیشه بود بهش پیشنهاد دادم که ادامه شو بذار واسه فردا ... نه مامان دوست ندارم از درسم عقب بمونم ... قربون اون درس خوندنت برن من قلب

الان ترم دو سنتور ِ و پیشرفتش خیلی خوبه . 

خوشبختانه برای امسال موفق شدم یه مربی تو خونه بگیرم که خداییش خیلی همراه خوبی هست و کلی از کمکش ممنونم . دالیا صبح و تو خونه است هم بیشتر می خوابه ، هم با کمک مربیش تمرین موسیقی ، زبان ، نقاشی ، گاهی پیاده روی و پارک و... انجام می ده و هفته ای دو بار هم استخر میره . بعد از ظهر کلاس پیش دبستانیش و میره . 

کلاس زبان و خیلی دوست نداره اما. نمیدونم دلیلش چیه ؟ دیروز ثبت نامش کردم زبان وقتی فهمید اصلا استقبال نکرد : من دوست ندارم زبان برم آخه نمیشه که پیش دبستانی برم ، کلاس موسیقی برم ، نقاشی برم بعدش هم باید زبان برم مگه من دانشگاه میرم آخه خنثی

/ 3 نظر / 11 بازدید
ورامین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی

عطیه

سلام سلام صدتا سلام! رسیدن به خیر خانومی... ای قربون این دخملی فعال و شیرین زبون برم من... یه ماچ گنده بگیر از اون لپای خوردنیش...[بغل]

ياسمن جون

چطوريييييييييييي نازي جونم ، خبري ازت ندارم ، يهو گفتم برم ببينم از وبلاگ دالي خبري هست يا نازي هم مثل من تنبله ، ديدم نه بابا نازي خانم زبل خانيه واسه خودش . دلم برات تنگ شده . دوستت دارم دالي گلم رو ببوس .